سخته که طرفدار انیمه و مانگا باشی و اسم دراگون بال رو نشنیده باشی؛ شاهکار آکیرا توریاما و یه سری شونن اسطورهای که بیشتر از چهار دهه مخاطبها رو سرگرم کرده. محبوبیت و اهمیت دراگون بال از زمان شروعش تو دهه ۸۰ بالا و پایین داشته، ولی هیچوقت به طور کامل از ذهن مردم پاک نشده.
این موضوع، معمایی رو که دراگون بال الان باهاش روبروئه، حتی مهمتر هم میکونه. حالا که بیشتر از یه ساله انیمه Dragon Ball DAIMA و مانگای Dragon Ball Super تموم شده، وقتشه که قبول کنیم دراگون بال داره وارد یه دوره جدید میشه. اما این دوره بیشتر در مورد پایان دراگون بال، تکامل تویوتارو به عنوان یه داستاننویس و اینه که فوت توریاما یه فرصت مناسبه که بذاریم دراگون بال استراحت کنه.
گزینههای Dragon Ball Super محدودن و به پایان این سری اشاره دارن
شهرت دراگون بال تو این مرحله قطعاً از خودش جلوتره. با این حال، این سطح از حسن نیت بدون یه جریان مداوم از محتوای جدید، خیلی دووم نمیاره. دراگون بال چهار دهه داستان و شخصیت داره که میشه ازشون استفاده کرد، ولی بیشترشون همین الانش هم به طور گستردهای تو بازیهای ویدیویی و بقیه محتواهای دنیای گستردهاش بررسی شدن. بازیهای ویدیویی قطعاً کمک کردن تا دراگون بال تو «دوران تاریکش» که هیچ انیمه یا مانگای جدیدی برای سرگرم کردن مخاطبها نبود، زنده بمونه.
با این حال، تولید بازیهای ویدیویی بیشتر دیگه به اون راحتی قبل نیست، اونم به خاطر مشکلات حقوقی و مالکیتیای که در حال حاضر وجود داره. این بخشی از دلیلیه که شخصیتهای انحصاری مانگا هنوز به لیست شخصیتهای بازیهای مبارزهای مثل Dragon Ball: Sparking! ZERO اضافه نشدن و چرا بیشتر همون چهرههای آشنا رو میبینیم. این مشکلات حقوقی همچنین جلوی نمایش تحولات مهم تو بازیهای ویدیویی، مثل رونمایی از اولترا ایگوی وجیتا، رو هم گرفتن.
متوقف شدن بازیهای ویدیویی دراگون بال معمولاً مشکل بزرگی نیست، ولی الان با وقفههای طولانی تو انیمه و مانگای دراگون بال همزمان شده. این یه شرایط ایدهآله برای شروع یه «دوران تاریک» جدید، چون همه این رسانهها مجبورن درجا بزنن تا مشکلات بوروکراتیک حل بشن. این سرنوشت برای تویوتارو هم هیچ لطفی نداره، چون مجبوره دست رو دست بذاره و نتونه روی سری خودش کار کنه، در حالی که مشکلاتی بزرگتر از اون باید حل بشن. اصلاً وضعیت ایدهآلی نیست.
در هر صورت، این به یه احتمال خیلی واقعی اشاره میکونه که آینده دراگون بال، همین دوره دوران تاریکه که توش طرفدارها همچنان منتظر حل شدن مشکلات حقوقی میمونن. این یه مشکل جدیه، وقتی که طرفدارها همین الانش هم سالهاست منتظر داستانهای جدید Dragon Ball Super هستن. اتفاقی که این حتمیت باعثش میشه اینه که این برند قدرتش رو از دست میده. دراگون بال هیچوقت بیربط نمیشه، ولی سخت نیست که تصور کنیم جایگاه اجتماعیاش به نفع بقیه شوننهای موفقی که همچنان دارن داستانهای جدید تعریف میکنن، به شدت پایین بیاد.
در گذشته دراگون بال، تنها راه غلبه بر این دوران تاریک، بازگشت توریاما بود. اما این دیگه الان ممکن نیست. توریاما نمیتونه یهو یه سری دراگون بال جدید بسازه تا این برند رو دوباره زنده کنه و این یه احتمالی رو به وجود میاره که تو اون، برند دراگون بال با کمتر شدن محتوای منتشر شده، کمکم پاک بشه و طرفدارها مجبور بشن به انیمههای قدیمی و جدیدترین بازیهای ویدیویی بچسبن. منصفانه است که بگیم اعلام یه انیمه دنباله برای Dragon Ball Super یا حتی یه فیلم سینمایی که به مورو یا بلک فریزا بپردازه، دوباره طرفدارها رو به وجد میاره. حتی این هم در نهایت دراگون بال رو تو یه زمان قرضی قرار میده، چون فقط باید داستانهای باقیمونده مانگا رو اقتباس کنه، به جای اینکه این فرنچایز رو با داستانهای جدید ادامه بده.
ادامه Dragon Ball Super طوری تنظیم شده که به آرک نهاییاش ختم بشه
دراگون بال همین الانش هم به نوعی وارد یه دوران تاریک شده، ولی لزوماً لازم نیست دائمی باشه، همونطور که تو سناریوی قبلی گفته شد. یه سری رویدادها هم هست که تو اونا دراگون بال مشکلات حقوقیاش رو زودتر حل میکونه و تویوتارو به سرعت برمیگرده تا چپتر ۱۰۵ Dragon Ball Super رو بنویسه. این قطعاً یه تحول هیجانانگیز برای دراگون بال خواهد بود و چیزیه که خیلی از طرفدارها باید ببینن اتفاق میفته، حتی اگه فقط برای یه پایانبندی باشه.
اما بازگشت Dragon Ball Super هنوزم به آیندهای اشاره داره که تو اون، این سری دنبال خداحافظیه، نه اینکه موندنش رو طولانی کنه. گمانهزنیهای زیادی وجود داره—هرچند که هیچ تأییدی در این مورد نیست—که بازگشت Dragon Ball Super شامل داستان نهایی و آرک پایانی این سری خواهد بود. حماسه بلک فریزا که بهش اشاره شده، قطعاً یه راه مناسب برای پایان دادن به دراگون بال خواهد بود، از جهات مختلف، با توجه به اثر عظیم فریزا و رابطه منحصر به فردش با خیلی از شخصیتها. کمتر شخصیت شرور نهاییای وجود داره که رضایتبخشتر از یه نسخه فوقالعاده قدرتمند از فریزا باشه.
اما به نظر میاد هدف حماسه بلک فریزا تو Dragon Ball Super این باشه که به طرفدارها یه پایانبندی بده، نه اینکه برای همیشه ادامه پیدا کنه. این سری از رویدادها طرفدارها رو بعد از سالها انتظار راضی میکنه، ولی شکست بلک فریزا، Dragon Ball Super رو به یه شکل خیلی قطعیتر از اینکه تو وقفه باقی بمونه، میکشه. طرفدارها لیاقت یه پایان رو دارن، ولی این دقیقاً همون چیزیه که هست—یه پایان—چیزی که دراگون بال تو سالهای اخیر برای پذیرفتنش به مشکل خورده.
بازگشت مانگای Dragon Ball Super این سری رو برای یه مدت کوتاهتر زنده نگه میداره، فقط برای اینکه بکشتش، حتی اگه هنوزم رضایتبخشترین این گزینهها باشه. عجیب به نظر میاد اگه بلک فریزا پایان Dragon Ball Super نباشه و تویوتارو ۱۰۰ چپتر دیگه بنویسه و این سری رو به «بخش ۲» برسونه. ممکنه، ولی بعیده که تویوتارو همچین اختیاری رو به عهده بگیره. اون احتمالاً فقط خوشحاله که Dragon Ball Super رو جمع و جور کنه، به عنوان یه داستاننویس، شاگرد و طرفدار، حقش رو ادا کنه و بعدش در نهایت بره سراغ کار خودش.
تویوتارو داره میره سراغ پروژههای خلاقانه جدید
تویوتارو همیشه گفته که کارش روی Dragon Ball Super کنار آکیرا توریاما، یه رویای واقعی بوده. تویوتارو کسیه که واقعاً دراگون بال و شخصیتهاش رو میفهمه و اشتیاق باورنکردنیای هم برای این کار داره. مشارکتهای تویوتارو تو Dragon Ball Super کمک کرده تا این سری به چیزی که هست تبدیل بشه و به اندازه ایدههای خود توریاما هم مهمن. با وجود تأثیر تویوتارو روی Dragon Ball Super، این همیشه سری یه نفر دیگهست. قابل درکه که تویوتارو بخواد شاخ و برگ بده و کنار دراگون بال تو limbo گیر نکنه.
تویوتارو دههها تو دراگون بال غرق بوده و یه تغییر فضا براش خیلی منطقیه. یه تمایل طبیعی برای تویوتارو وجود داره که از اینکه برای همیشه به عنوان نفر دوم توریاما دیده بشه، فراتر بره. بر این اساس، تویوتارو آدم عالیای برای ادامه دادن و پایان دادن به دراگون باله، ولی وقفه این فرنچایز هم فرصت عالیای برای اونه که پرده دوم زندگی حرفهایاش رو شروع کنه.
خبرهایی در مورد توسعه مانگای تکقسمتی اورجینال تویوتارو، یعنی Lost Samurai، وجود داشته که اون رو به عنوان یه پیشنویس ۴۵ صفحهای به اشتراک گذاشته. Lost Samurai به عنوان یه تکقسمتی تولید شده، ولی این به این معنی نیست که موفقیتش نمیتونه اون رو به یه داستان سریالی تبدیل کنه. این برای کلی سری شونن دیگه اتفاق افتاده. گرفتار شدن تویوتارو با مانگای سریالی اورجینال خودش، شانس ادامه دادنش به دراگون بال به صورت منظم رو کم میکونه. تویوتارو همچنین به تازگی یه آرت کارت جدید برای یکی از شخصیتهای Mobile Suit Gundam کشیده.
Lost Samurai تویوتارو باعث شده اون پاش رو تو کارهای اورجینال بذاره، ولی سخت نیست که تصور کنیم اون به سمت Mobile Suit Gundam بره. این یه فرنچایز افسانهایه با شهرتی که با دراگون بال قابل مقایسهست و تویوتارو توش موفق میشه. چه تویوتارو روی Lost Samurai تمرکز کنه، چه روی یه پروژه گاندام، یا یه چیز کاملاً متفاوت، آینده درخشانی پیش روشه که نباید از طریق دراگون بال تعریف بشه. همه اینا میتونه یه شانس عالی برای تویوتارو باشه که Dragon Ball Super رو به یه شکل مناسب تموم کنه و بعدش از اون شتاب برای تولید سری خودش استفاده کنه که به یه خونه جدید برای طرفدارای دراگون بال تبدیل بشه.
آینده دراگون بال منحصراً به علایق و تعهدات تویوتارو بستگی نداره، حتی اگه مانگای سوپر به این مانگاکا ربط داشته باشه. آکیو ایوکو به تازگی در مورد اینکه دراگون بال بیشتری تو راهه، حرف زده، که با اینکه دلگرمکنندهست، ولی یه سری سوالای بزرگتر رو به وجود میاره. ممکنه که ایوکو منحصراً به Dragon Ball DAIMA اشاره میکونه و اینکه این سری خاص قراره یه فصل دیگه یا یه فیلم سینمایی تولید کنه. از نظر فنی ممکنه که Dragon Ball DAIMA به عنوان یه انیمه به زندگی ادامه بده و به ستون اصلی این فرنچایز تبدیل بشه، در حالی که مانگا و انیمه Dragon Ball Super خواب باشن. داستانهای دورهای Dragon Ball DAIMA حداقل بهتر از هیچیه، حتی اگه ارزش Dragon Ball Super تو این فرآیند آسیب ببینه. این یه بیانیه خیلی امیدوارکننده از طرف ایوکوئه که به نظر میاد نشون میده که حداقل انیمه دراگون بال بیشتری تو راهه. اگه اینطور باشه، پس هر پروژهای که باشه، به احتمال زیاد دوره نهایی دراگون بال رو تعریف میکونه.











Leave a Reply