می دانید چه کسی در شبکه های اجتماعی پست می گذارد؟

وقت آن رسیده است که در مورد اشتباه بودن تعامل رسانه های اجتماعی به عنوان شاخصی از افکار عمومی صحبت کنیم.

سال‌هاست که مردم از رسانه‌های اجتماعی به‌عنوان یک گروه تمرکز استفاده می‌کنند، به عنوان معیاری برای محبوبیت نسبی و ارزش روند. اما به چند دلیل، بحث رسانه های اجتماعی احتمالاً دیدگاه مردم را منعکس نمی کند.

اولین نکته قابل توجه تقویت الگوریتمی است، و اینکه چگونه مقیاس را از نظر اینکه چه چیزی ارزشمند و چه چیزی نیست تغییر می دهد. این به انگیزه‌های سازمان‌های خبری بر اساس تعامل و چگونگی تصمیم‌گیری آنها در مورد آنچه پوشش می‌دهند و نحوه پوشش آن برمی‌گردد.

الگوریتم‌های پلت‌فرم اجتماعی مبتنی بر تعامل هستند، زیرا هرچه تعداد لایک‌ها، نظرات و اشتراک‌گذاری‌های بیشتر پلتفرم‌ها افزایش یابد، افراد را در برنامه‌هایشان بیشتر نگه می‌دارد. محرک کلیدی درگیر شدن در رسانه های اجتماعی، واکنش عاطفی است، به این صورت که اگر چیزی باعث واکنش شود، احتمال اظهار نظر در مورد آن بیشتر است. و قوی ترین احساسات در این زمینه ترس، خشم و شادی هستند.

در اصل، الگوریتم‌های پلتفرم اجتماعی برای تقویت این احساسات طراحی شده‌اند، و به این ترتیب، برای اینکه ناشران با تغییرات مربوطه در رفتار مصرف همسو شوند، آنها را تشویق می‌کنند تا پست‌هایی را منتشر کنند که جرقه این واکنش‌ها را برانگیزد.

این برای پوشش رسانه ای چه معنایی دارد؟ خوب، نگاهی حزبی تر، نامتناسب تر، و غم انگیز تر است. اما این بدان معناست که بیشتر پوشش آنها اکنون به سمت موضوعاتی متمایل خواهد شد که چنین پاسخی را در پی دارد.

بنابراین پوشش رسانه‌ای به خودی خود، در حال جستجوی داستان‌های احساسی‌تر است، که ممکن است بازتابی از اهمیت اجتماعی یا ارتباطی با خوانندگان نباشد. اما آنها تعامل را در راستای انگیزه های پلتفرم هدایت می کنند، به این معنی که در سطح پایه، پوشش رسانه ای احتمالاً منعکس کننده مهم ترین موضوعات برای مردم روزمره نیست، بلکه در عوض به سمت عناصر شایعه پراکنی سوق داده می شود.

این توازن را مخدوش می‌کند، اما یک نکته کلیدی دیگر نیز وجود دارد که استفاده از بحث رسانه‌های اجتماعی به عنوان شاخصی برای افکار عمومی است: بیشتر مردم در برنامه‌های رسانه‌های اجتماعی پست نمی‌گذارند. همیشه

به عنوان مثال، در X، 20٪ از کاربران همه محتوا را ایجاد می کنند. 80 درصد دیگر هرگز پست نمی گذارند، لایک نمی کنند، نظر نمی دهند. آنها فقط خواندند.

این یک ناهنجاری نیست، زیرا اکثر پلتفرم‌ها به مرور زمان پست‌های اصلی کمتر و کمتری می‌بینند. آدام موسری، رئیس اینستاگرام اشاره کرده است که مردم در حال حاضر بیشتر از انها در انظار عمومی در DM به اشتراک می گذارند، که بازتاب دهنده روند گسترده تر پلتفرم های اجتماعی به طور کلی است.

به این ترتیب، تفسیری که می خوانید نشان دهنده اکثریت نیست. اگر مثال X صادق باشد، آنچه در رسانه‌های اجتماعی رواج دارد، و نظراتی که مورد توجه قرار می‌گیرند، واقعاً منعکس‌کننده حدود یک پنجم جمعیت در هر منطقه هستند.

بنابراین شما دیدگاه متعادلی از آنچه اکثر مردم فکر می کنند، و بیشتر مردم به چه چیزهایی علاقه مند هستند، یا آنچه به زندگی روزمره آنها مربوط می شود، دریافت نمی کنید. روندهای رسانه های اجتماعی منعکس کننده زیربخشی از کاربران فعال است که سپس توسط رسانه هایی که به دنبال به حداکثر رساندن تعامل پلت فرم هستند، تقویت می شود.

و وقتی در نظر بگیرید که اکثر مردم اکنون حداقل بخشی از ورودی های خبری خود را از برنامه های رسانه های اجتماعی دریافت می کنند، می توانید ببینید که چگونه این ادراک را منحرف می کند و به نظر می رسد که آنچه به اقلیت مربوط می شود مسئله بزرگتر از آنچه هست است.

بنابراین دفعه بعد که به این فکر می کنید که چرا مردم اینقدر روی موضوعات خاصی متمرکز به نظر می رسند، در حالی که مسائل بسیار فوری تری وجود دارد، به همین دلیل است، و دفعه بعد که دولت را در حال اعلام سیاست یا بحث در مورد موضوعاتی می بینید که واقعاً بر اکثریت تأثیر نمی گذارد. در میان مردم، احتمالاً این دلیل است.

و دفعه بعد که برخی از شخصیت‌های رسانه‌ای تفرقه‌انگیز را می‌بینید که با نظراتشان جذابیت سیاسی پیدا می‌کنند، اینگونه است که آنقدر بزرگ می‌شود که رأی‌دهندگان را تحت تأثیر قرار دهد.

استفاده از رسانه‌های اجتماعی به‌عنوان یک پروکسی برای عموم، رویکردی ناقص است، اما همچنین محرک اصلی روز است.

منبع:socialmediatoday

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *